احمد مجد الاسلام كرمانى

263

سفرنامه كلات ( فارسى )

مأمور تنبيه آنها شد و شكست خورد دولت ايران يعنى ناصر الدين شاه براى آنكه اساس آسايش او را مختل نكنند فورا سيصد هزار خانواده تركمانرا بدولت روس واگذار نمود ، به خيال خودش از شر آنها آسوده شد باز رحمت خدا بر فتحعلى شاه كه ده دوازده سال با روسيها جنگيد و همه ساله خودش تا تبريز ميرفت و در همان وقت كه با روسها جنگ ميكرد حاكم براى شهر ( زور ) معين مينمود و با والى بغداد ستيزه داشت با تركمانان زورآزمائى مينمود اما اين فرزندزاده ناخلف او كه در اول حمله بتدابير مرحوم امير نظام هرات را فتح كرده بيك تعارف دوستانه سفير خليج عجم ( فارس ) و بلوچستان را بدولت انگليس بخشيد و تركمانان را كه قشون داده ايران بودند بيك غمزه مادام . . . . بدولت روس واگذار نمود از آنطرف تا ميتوانست در داخله خودش با رعاياى بيچاره جنگيد و باسم بابى و صوفى و جمهورى در پنجاه سال سلطنت زياده از پنجاه هزار نفر آدم از تبعه ايران كشت بهرحال بعد از آنكه صحراى تركمانانرا بدولت روس واگذار نمود دولت روس محل نشستن آنها را خواست و محل مرتع مطالبه كرد لهذا كنار رود گرگان و تمامى صحراى اترك را از ايران گرفت و بعد از تصرف اترك از طرفين مميز آمد كه حدود صحراى اترك را معين كند مأمور ايرانى مبلغى رشوه گرفته و صحراى معروف باتك را هم كه متصل بكلات است بدولت روس واگذار نمود و هنوز در كلات مثلى است مشهور و معروف كه هروقت زنى را افضاء كنند يا جائى را خراب كنند ميگويند « اتكش را تپك كرد » و من در معنى اين مثال خيلى تحقيقات كردم عاقبت معلوم شد كه مأخوذ است از تصديق مأمور ايرانى كه صحراى اتك را هم جزو اترك قلم داد بنابراين تقسيم سرحد دولت ايران از اينطرف خاكستر و باجيگران شد و اراضى مرو و سرخس كه تمام ملك ايران بود ببادكوبه منتهى ميشد و يا بساير سواحل بحر خزر امتداد